الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

33

اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى )

لَكُم دينٌ فَكُونُوا احْراراً فى دُنْياكم » : « اگر دين هم نداريد و اعتقادى به مبدأ و معادى نداريد شما انسانيد لااقل در دنياى خود آزاده باشيد ! » فكر نكنيد فساد و تباهى و اسارتهاى نفسانى امروز پيدا شده كه اولياء خدا و ائمه ( عليهم السلام ) ما هم از اين‌گونه امور در زمان خود مىناليدند ؛ مولى على ( عليه السلام ) در خطبه 129 نهج‌البلاغه چنين مىفرمايد : « هر جا به مردم مىخواهى نظر كن ، آيا غير از اين مىبينى كه فقيرى از فقر رنج مىبرد ، و شكيبائى ندارد ، و از آنچه خدا به او داده راضى نيست ، يا ثروتمندى كه شكر نعمت به جا نياورده ، كفران نعمت مىكند ، يا بخيلى كه بخل به مال خدا ميورزد يا متمرد و سركشى كه گويا گوش او براى شنيدن مواعظ الهى سنگين شده است » سپس مىفرمايد : « ايْنَ خِيارُكم و صُلَحاؤُكم و أينَ احْرارُكم و سُمَحاؤكم ! و ايْنَ المُتَوَرّعون فى مَكاسِبهم و المُتَنَزّهوُنَ فى مَذاهِبِهم ؟ اليسَ قَد ظَعَنُوا جميعاً عن هذِه الدُّنيا الدّنيّة و العاجلَةِ المنغّصَة ؟ و هل خُلِقْتُم الّا فى حثالة لا تَلْتَقى بذَمهّم الشّفتان اسْتِصْغاراً لِقَدرهم و ذِهاباً عَن ذِكْرِهم ؟ فانّا للّه و انّا اليه راجعون » : « كجايند نيكان و صالحان و آزادمردان و بخشندگان شما و كجايند مراعات كنندگان در كسب كارها و پاكان در كردارشان ؟ آيا همگى كوچ نكردند ، از اين دنياى پست و سراى درد و رنجى كه عيش‌ها را مىشكند و آيا شما افراد پست و كم‌مقدار جانشين آن بزرگواران نشديد ، شما آنهائى هستيد كه لبها ( و دهانها ) نمىخواهند حتى شما را مذمّت كنند ، يعنى آن قدر شما را خوار مىدانند كه نمىخواهند ذكرى از شما شود حتى اگر مذمتى باشد ( و براى اين مصيبت بايد گفت ) انّا لِلّه و انّا الَيْهِ راجِعون » . « 1 » از اين كلمات مولى ( عليه السلام ) به خوبى روشن مىشود كه : مسئله آزادى و حريت كه ريشه بسيارى از صفات اخلاقى است و اين كه آزادگان در قيد و بند اين دنيا نمىتوانند بمانند و از اين رو به سرعت در صدد كوچ كردن به دار آزادگى هستند ، از

--> ( 1 ) . خطبه 129 صبحى صالح و فيض الاسلام . .